مروری بر کتاب جنگل بارنی – قسمت یازدهم

تازه‌های ویژن

جنگل بارانی – راز ایجاد دره سیلیکون بعدی

قسمت یازدهم: سرمایه در جنگل بارانی (بخش دوم)

 

این بخش درخصوص چگونگی ایجاد صندوق خطرپذیر است. سرمایه‌گذاری خطرپذیر تنها منوط به پول و سرمایه نیست بلکه طریقه برقراری ارتباط با افراد و انجام معامله هم از اهمیت بالایی برخوردار است. مجموعه وظایف یک VC شامل افزایش سرمایه، ارزیابی موشکافانه، تعیین ساختار سرمایه، رشد ارزش، شبکه‌سازی و فراهم کردن منابع برای کارآفرینان و تعیین استراتژی خروج می‌­باشد. VCها طی یک سرمایه‌گذاری نسبت به LPها، کارآفرین و دیگر شبکه‌­های جنگل بارانی مسئولیت دارند و بایستی پاسخگو باشند.

در کتاب برای توصیف رابطه متقابل VCها و کارآفرینان، از پدیده‌های زیست‌شناسی استفاده می‌­کند. جنگل آمازون مثالی است که در آن موریانه‌­هایی سبب رشد و گسترش نوعی از گیاه می‌­شوند و از طرف دیگر رشد دیگر گیاهان را متوقف می‌­کنند. رابطه موریانه و گیاه اصطلاحاً mutualism یا ارتباط منفعت‌آمیز دوطرفه است. هم‌زیستی دوطرفه موجب رشد و بقای موجودات شده و نقش به‌سزایی در توسعه اکوسیستم دارد. VCها و کارآفرینان هم چنین تیپ ارتباطی را دارند ولی مسأله مهم “تعادل” میان این دو است به گونه‌ای که نیازهای کارآفرینان مرتفع شود.  مسأله مهم دیگر در VCها “تخصیص درست سهام” است و مشوق‌هایی که برای افراد کلیدی در نظر می‌­گیرند.

دستورالعمل برای ایجاد یک VC: VCها هم، همچون جنگل بارانی از دو بخش سخت‌افزار و نرم‌افزار تشکیل شده‌اند. سخت‌افزارها، سرمایه، افراد دارای استعداد و تجربه و تخصص و سیاست‌های مالی، قانونی هستند. و نرم‌افزارها، گستردگی شبکه VC شامل حقوقدانان، بانکداران، حسابداران و … ، الگوها، مشوق‌­ها و انگیزه­‌ها و ایجاد اعتماد و القای آن به کارآفرینان است. یک VC علاوه بر انگیزه‌های مالی باید انگیزه‌های فراعقلایی مثل هیجان رقابت، حس لذت اکتشاف، رضایت از کمک به دیگران داشته باشد که بتواند در اکوسیستم دوام آورد. در نهایت بعد از المان‌های لازم برای ساخت یک VC، استراتژی خروج بسیار حائز اهمیت است. برخی VCها قبل از به بلوغ رسیدن یک شرکت برای دستیابی هرچه سریع‌تر به سود خود، خروج زود هنگام دارند که اگرچه این رفتار میکرو به نظر می­‌رسد ولی در سطح ماکرو روی کل جنگل بارانی اثر می‌­گذارد و جلوی بارور شدن را می‌­گیرد.

در پایان 6 درس مربوط به این فصل ارائه می­شود:

  1. جنگل‌های بارانی به شکل‌های مختلف سرمایه‌گذاری در هر مرحله از رشد و نوآوری نیاز دارند.
  2. بازارهای سرمایه به صورت ذاتی برای نوآوری‌های مراحل اولیه نوآوری بی‌فایده و غیرموثر هستند.
  3. جنگل بارانی با استفاده از سرمایه‌های سوبسیدی و کاهش هزینه‌های تعامل و از طریق پرورش هنجارهای اجتماعی و اعتماد، کمبود اصل دوم را جبران می‌کند.
  4. سرمایه‌گذاران خطرپذیر به تعاملات خود به عنوان یک فرآیند تکرارپذیر در جنگل بارانی نگاه می‌کنند.
  5. مدیران VCها علاوه بر وظایف قانونی که باید برای حداکثر کردن سود سرمایه‌گذران انجام دهند تعدادی وظایف غیررسمی در قبال کارآفرینان و محیط جنگل بارانی دارند.
  6. سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیر باید سرمایه‌گذاری‌های خود را طوری انجام دهند که کارآفرینان تمام انگیزه خود را برای ادامه کار و موفقیت شرکت حفظ کنند.

مطالب مرتبط

Comments are closed.